خوانشی تطبیقی از معماری و هنر مجسمه‌سازی مورد پژوهی آثار سانتیاگو کالاتراوا معمار پیکره‌ساز اسپانیایی

امروزه هنر یکی از نافذترین بیان‌ها برای انتقال فرهنگ و دانسته های بشری می باشد و در واقع اصالت های جوامع بستگی مستقیم به هنر دارد. در این میان معماری به عنوان یکی از هنرهای بصری، از مهم ترین وسایل برای انتقال فرهنگ و هنر می باشد و هنر مجسمه سازی مقدمه ای است بر فهم آنچه معماری قادر به بیان آن نیست. معماری، علم و هنر شکل – بخشی به فضا است و مجسمه سازی هنر شکل دهی به اشیاء، و ممکن است در هر اندازه یا با هر مصالحی انجام گیرد. تبلور ایده های یک معمار و یک مجسمه ساز با حجم، عینیت یافته و بیان می شود، لذا چنانچه خاستگاه این ایده‌ها از سرچشمه های واحدی نشات بگیرد، بی گمان به نتایجی شبیه به هم منجر خواهد شد. در این راستا با بررسی مفاهیم مشترک میان معماری و مجسمه سازی به عنوان دو هنر بصری که در عین داشتن رابطه ای تنگاتنگ از هم دورماندهاند و همراه با آن برخی از آثار سانتیاگو کالاتراوا معمار و مجسمه ساز اسپانیایی تحلیل خواهد شد. هدف از این پژوهش شناساندن جوهره معماری و مجسمه سازی و تبیینی موثر در راستای ترویج و تثبیت فرهنگ در جامعه و همچنین تاثیرگذاری در معماری و مجسمه سازی معاصر است. روش تحقیق، توصیفی – تطبیقی و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای می باشد که با روش کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند. نتیجه این پژوهش تبیین چگونگی تاثیرگذاری هنر معماری و مجسمه سازی می باشد که به سبب عوامل درونی و بیرونی، در طول تاریخ تعاملاتی با هم داشتهاند و شناسایی آنها می تواند در تعریف نظریه های جدیدتر و ارائه دستورالعمل های کاربردی مفید باشد. می توان گفت رابطه فرم و فضا مفهوم کلی مجسمه سازی و معماری است. با بررسی آثار کالاتراوا به این نتایج دست یافتیم که وی از فرم های ساده، کره و مکعب، حرکت های طبیعی، حالات انسان‌ها و حیوانات به روش قیاسی، تلفیق فرم های آزاد هنری و شبیه به ساختار مجسمه سازی همراه با هندسه های پیچیده و مصالح مدرن استفاده می کرده است

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.